آن هنگام که کورش بزرگ با شکست امپراطوری مادها بر تخت سلطنت نشست، سلسلۀ هخامنشیان را که پارسی تمام عیار وبه نام نیایش هخامنش بود تأسیس کرد .اونه تنها دامنۀ فتوحات در آسیای میانه را تکمیل کرد ، بلکه از این طریق قدرت خویش را براقوام غیر ایرانی نیز تحکیم بخشید . امّا درباره دیانت کورش پرفسور مری بویس بر این عقیده است که اگر چه در کتیبه های باقی مانده از کورش هیچ اشاره ای به باورهای دینی وی نشده ولی در پایتخت وی (پاسارگاد) در کنار ویرانه های کاخ، محوطۀ مقدسی با دو ته ستون سنگی بزرگ ، ظاهراً برای عبادت دسته جمعی در محوطۀ باز (یعنی به شیوۀ سنتی ایرانِ پیش از زرتشت) ؛ در این مکان وجود دارد و همچنین قطعاتی از سه آتشدان که احتمال می دهد بجهت محراب عبادت بوده، بدست آمده است. که هیچکدام دلالت بر زرتشتی بودن کورش   نمیکند ولکن به نظرِ مری بویس چون کورش یکی از دخترانش را آتوسا نامید (که گویا این نام صورت یونانی نام ایرانی هوتئوسا است) ؛ که نام ملکۀ ویشتاسپ ، پادشاه حامی زرتشت هم بوده است، پس کورش زرتشتی بوده است.!!! ایشان سپس پیرو همین نتیجه گیری عجیب بیان میدارد که «وانگهی اعمال کورش ، اعمال یک مزدا پرست راستین بوده است ، از این حیث که شاهنشاهی پهناورش را عادلانهو نیک مطابق اشه ، اداره کند. کورش تلاشی برای تحمیل دین ایرانی بر اتباع بیگانه نکرد (که درحقیقت ، از نظر شمار این اتباع و دیرینگی دین هایشان ، تلاش برای چنین کاری هم کاملاً غیرعملی بود) بلکه آنان را تشویق کرد تا با نظم زندگی کنند و زندگی صادقانه ای بر اساس اعتقادتشان داشته باشند. از جملۀ انیرانیانی که مهربانیدولتمردانۀ کورش را دیدندیهودیانی(بنی اسراییلی) بودند که وی اجازه داد از تبعید در سرزمین بابل ، به دیار خویش بازگردند و معبد خود را در اورشلیم بازسازی کنند... سرانجام کورش در نبرد با گروهی از ایرانیان موسوم به ماساگت ها(ماساژت ها) که هنوز نیمه صحراگرد بودند کشته شد؛پیکر وی را مومیایی کردند و به پاسارگاد بازگردانندو در آرامگاهی نهادند که هنوز هم در این دشت پا بر جاست». مری بویس این مسئله که چرا در مورد جنازۀ کورش مطابق آیین راست کیشی رفتار نکردند و آن را در فضای باز ننهادند این گونه توجیه میکند که « اگر چه ممکن است در نگاه نخست ردیه ای بر زرتشتی بودن وی به نظر آید ولی نه تنها هخامنشیان ، بلکه جانشینان اینان ، یعنی اشکانیان و ساسانیان هم آیین خاص مومیایی کردن جنازۀ شاهان و نهادن آنها در گورهای صخره ای یا سنگی محکم را داشتند.البته در اوستا و متون پهلوی ، هیچ تأییدیه ای برای این عمل وجود ندارد و در حقیقت ، به مقابر مردگان همواره با محکومیت بی قید و شرط اشاره شده است ؛ از این رو تنها می توان حدس زد که سر باز زدن هخامنشیان از پذیرش آیینِ نهادن مردگان در فضای باز مسابقه ای باز ، برای شاهان بود که از آن پس خود را بالاتر از این قانون دینی خاص می شمردند ، و در حقیقت در این مورد بی دینی به خرج میدادند .!!! در ادامه سخن یکی دیگر از محققین را در مورد دین کورش بیان خواهیم کرد