مری بویس مینویسد:یکی از عواملی که جدال بین سنت گرایان و اصلاح طلبان زرتشتی را تشدید می کرد، سهم غربی ها در تفسیر آموزه های زرتشت بود.گزارشهای مسافران ، علاقۀ پژوهشگران اروپایی را به این دین بر انگیخته بود و به سال 1700م. نخستین نتایج آن در کتاب تو ماس هاید  آشکار شد. هاید از خاور شناسانی بود که برای آگاهی در بارۀ ایران ، نه تنها آثار نویسندگان یونانی و لاتینی را به خوبی زیر و رو کرد ، بلکه از نوشته های عربی ، و متون زرتشتی فارسی ، تا آنجا که دستش می رسید نیز بهره برد .احترام بسیار وی برای کیش زرتشتی ، وی را به عنوان یک رو حانی سدۀ هفدهمی ، به جستجوی همانندی های  آن با دین خویش ، یعنی مسیحیت ، کشاند. وانگهی وی با همیت دادن بی مورد به منابع مورد استفاده اش به زروان ، و نیز با سوء فهم های شاردن (که هاید گزارشهای وی را از اصفهان خوانده بود ) مبنی بر این که خدایی که  گبر ها می پرستیدند غیر از « اُرموز» ، اصل روشنی، بود، دچار گمراهی شد . از این رو وی نتیجه گرفت که زرتشت یکتا پرست مطلقی بوده است که خداوند وی را فر ستاد تا کار ابراهیم (ع) را تمام کند . وی پنداشت که آموزه های زرتشت را یونانیان چند گانه پرست تحریف کردند و همچنین بعد ها آنانی که با بدعتهای ثنوی مانوی و مزدکی آشنایی داشتند ، به غلط اینها را به این دین قدیمی تر نسبت دادند. اثر پیشرو هاید از بسیاری جنبه ها ستودنی است و نزدیک هفتاد هشتاد سالی یکه تاز بود که طی آن ، تفسیر های یهودی و مسیحی وی دربارۀ کیش زرتشتی چنان جای پای خود  را در عالم دانشگاهی محکم کرده بود که کشفیات بعدی  به دشواری توانست آن را دچار لرزش کند.

منبع:کتاب زرتشتیان باورها و آداب دینی آنها