زرتشتیان وام گیر غرب و محققین غربی(4)
در میانۀ سدۀ هجدهم ، پژوهشگر جوان فرانسوی به نام آنکتیل دوپرن به امید دستیابی به دست نوشتهای زرتشتی و آموختن بیشتر درباره این دین ، راهی هند شد.
وی سال های 1759تا 1761 م. را در سورات گذراند و در آنجا داراب کومانا (شاگرد پیشین جاماسب ولایتی، و این زمان از روحانیون برجسته قدیمی) را وا داشت اوستا را برایش ترجمه کند.داراب می بایسستی کارش راعمدتاً برمبنای ترجمه های گجراتی و پهلوی نهاده باشد ، ولی موفق شد به آنکتیل ، ایده بسیار خوبی از محتویات کل این اثر را (هرچند ناچار در مورد گاهان ناقص ) به دست دهد. پارسیان این کار وی را خیانت و قابل سرزنش دانستند. آنکتیل از داراب ، دست نوشته هایی از متون اوستایی و پهلوی را هم به دست آورد ؛ و پس از بازگشت به اروپا و به همراه بردن آنها ، ترجمۀ کاملی از این متون موجود اوستایی را به احکام آیینی و بسیاری مشاهدات شخصی ارزشمند در بارۀ رسومو آداب پارسیان و نیز ترجمه ای از بندهش پهلوی ، منتشر کرد.ترجمۀ اوستا اروپا را تکان داد؛ چه ، این دین را آشکارا دینی چندگانه پرست و معتقد به آیین ها معرفی می کرد که با باسازی هاید از آن به کلی مغایرت داشت . امَا آنکتیل با گفتن این که آموزه های خود زرتشت ، در حقیقت یکتا پرستی ناب است ، در صدد خلع سلاح دشمنان بر آمد ، ولی « حتی به روزگار ابراهیم (ع) هم [این یکتا پرستی ناب] را کژ آیینان منحط ساخته بودند .» حدس آنکتیل بدون مدرک و سند بود، چرا که در آن مرحله هنوز گاهان را به عنوان کلام خود زرتشت از بقیۀ اوستا جدا نکرده بودند و بنابراین مبنایی برای این حدس که زرتشت احتمالاً چه چیزی را تعلیم داده بوده است ، وجود نداشت. با این حال دانش زبان شناسی تطبیقی در آ« زمان رشد می کرد و پژوهشگران می توانستند زبان اوستایی را که تازه بدان دست یافته بودند، در ارتباط با سنسکریت ، بررسی و مطالعه کنند و با این کلید ، بزودی در یافتند که ترجمۀ داراب نادرست است و نشان می دهد که وی از دستور زبان اوستایی چیزی نمی داند. بیشتر این پژوهشگران که مسیحی پروتستان بودند ، عادت داشتند که کتاب مقدس را ( بیش از آن که یک سنت مدام بدانند) منبع باورهای دینی خود بپندارند. از این رو این کشف که درک پارسیان از متو باستانیشان ناقص است ، همراه با قصه های مسافران دربارۀ جهل ظاهری گبرها ، آنان را به این نتیجه رساند که زرتشتیان معاصر دیگر اطلاع درستی از اصول عقایدشان ندارند. این سوء تفاهم ، پذیرش نظریۀ آنکتیل را آسان تر ساخت که می گفت در گذشته های دور نیز چنین بوده است. از این رو اروپاییان تفسیر هاید از کیش زرتشتی اصیل را به عنوان شکلی ایرانی از یهودیت آؤمانی پذیرفتند، ولی ناچار این را هم ضمیمه اش کردندکه این دین را هوادارانش بسیار تحریف کرده اند.بدین سان بذری کاشته شد که دردسرهای بسیاری پدید آورد.(پژوهشگرانی که حدود یکصد سال بعد را صرف این کار کردند یا بدین ترتیب کوشیدند این نظریه را علی رغم حقایقِ سخت گرد آمده حفظ کنند) و دردسر های جدید تری هم برای خود زرتشتیان در پی داشت
بیایید با هم به دنبال واقعیت بگردیم