زرتشتیان وامگیر غرب و محققین غربی(19)
موقعیت کنونی دیانت زرتشتی
پرفسور مری بویس در یکی دیگر از مقالات خویش بار دیگر به وضعیت زرتشتیان امروز پرداخته و آنان را به روشنی معرفی می کند.
ایشان پس از این که تأثیرات بسیار شدید غربیها را در دیانت زرتشتی برای ما مشخص می کند به جامعه امروز زرتشتیان می نگرد و آن را اینچنین توصیف می کند. ( پیش از خواندن مطالب تذکری عرض کنم که این مقاله ناظر به زمان خود پرفسور مری بویس است و شاید امروز مقدار کمی تفاوت پیدا شده باشد و برخی پیش بینی های ایشان تحقق نیافتاده باشد. )
وضع کنونی دیانت زرتشتی پیچیده است . گروهی مؤمن و معتقد مرکب از موبد و اشخاص عادی فقیر و غنی عالم وعامی وجود دارند که کیفیت قدیمی دیانت و مراسم و تشریفات آن را جزء به جزء بر پا می دارند . مکتب علم خشنوم که معتقد به پرهیزگاری و اجرای دقیق نیایش ها و تشریفات مفصل دینی است در بین این گروه پیروانی دارد. در مقابل این گروه نهضتی اصلاح طلب وجود دارد که معتقد به حفظ تعالیم اخلاقی و کاستن تشریفات و مراسم دینی است . این اصلاح طلبان عقاید خود را با برخی از تعالیم هندوها و اصول عرفانی مذاهب آنان مخلوط می نمایند. برخی از موبدان اصلاح طلب کسانی را که تازه به دیانت زرتشتی در آیند می پذیرند ومراسم کستی را دربارۀ اطفالی که ثمرۀ ازدواج های مختلط (با غیر زرتشتیان ) هستند بر پا می دارند . این مسایل در ایران کمتر مطرح است ولی پارسیان محافظه کار و معتقد با هر دو گروه مخالفت دارند . سپس گروهی زرتشتی به اسم وجود دارند که به هیچ یک از آن دو گروه و مکاتب کاری ندارند. سر و کارشان با موبدان فقط در مراسم دخول اطفال در جامعه و در مواقع ازدواج و مرگ است . سر انجام گروهی منکر خدا و آخرت و روح در بین آنان هست که به هر حال با جامعه در ارتباطند زیرا افراد زرتشتی یا از طریق دین یا از راه خون با یکدیگر هم بسته اند و اگر یکی از این دو عامل ( دین وخون) سست شود عامل دیگر باعث نگهداری آنان در جامعه می شود. حتی برای این طبقه به تقاضای بستگانشان مراسم و تشریفات مربوط به مرگ انجام می گیرد.
نیمه دوم قرن نوزدهم دوران رونق و جلال دیانت زرتشتی بود ، زیرا افراد جامعه از ثروت و آسایش بهره مند بودند و هنوز تمدن مادّی قرن بیستم مجال ساییدن و تحلیل بردن اعتقادات دینی افراد را نیافته بود . در ایران وضع مالی جامعه و آغاز تحصیلات عادی و غیر مذهبی این تغییر و تحلیل سریع و تند حادث نمود و پسران موبدان یک جا از اشتغال به وظیفۀ اجدادی خود سر پیچیدند. اکنون در تمام ایران به سختی می توان بیش از بیست موبد که به امور دینی اشتغال داشته باشند پیدا نمود. برخی از آنان به خوبی به مطالب مذهبی که باید در نیایش ها و مراسم خاص خوانده شود وقوف دارند ، امّا از دانستن معانی و مفاهیم کتب و متون مقدس مذهبی (ان قسمت که در مراسم و تشریفات به کار نمی رود ) عاجزند. در حال حاضر کسی در جرگۀ موبدان داخل نمی شود و برای آینده نیز انگیزه و وسیلۀ تشویقی فراهم نمی گردد. موبدان کما کان حقوق و مقرری دریافت نمی دارندو با آنکه همه ساله مبالغ قابل ملاحظه ای برای سایر امور مذهبی گردآوری می شود اما موبدان هنوز نتوانسته اند آن قدم انقلابی را که بتواند مقداری از این وجوهات را عاید آنان سازد بردارند . تقاضای انجام تشریفات مذهبی از طرف مردم عادی کاهش یافته و طبعاً عایدی موبدان که به تعداد این مراسم بستگی دارد کم شده است و برخلاف سابق به آنها به عنوان افراد عالم و دانشمند جامعه نمی نگرند. بسیار محتمل است که با پایان این نسل دستگاه موبدان نیز در ایران به پایان برسد.
منبع: کتاب دیانت زرتشتی ، ترجمه فریدون وهمن ، مقاله پرفسور مری بویس ، ص138
بیایید با هم به دنبال واقعیت بگردیم