طبیعت پرستی  یا  فلسفه اضداد ؟

در مورد چرایی و چگونگی ثنویت و یا چند گانه پرستی  در بین ایرانیان باستان ( اقوام آریایی ) دو نظریه  به چشم می خورد :

1) نظریه فلسفه اضداد

2) نظریه طبیعت پرستی به صرف منفعت شخصی

نظریه فلسفه اضداد  : ( این عیناً همان چیزی است که در پست پیش نیزمجملاً از آن سخن به میان آمد)

جامعه هند و ایرانی (آریایی های استپ نشین ) دوئالیسم بودند و معتقد به این بودند خیر و شر با هم در تقابل و تضاد و جدال خارجی و عینی هستند و خدایان را به دو قطب تقسیم می کردند :

خدایان خیر(دیوها)

خدایان شرّ (اهوره ها)

 آن زمان که هند و ایرانیها از هم جدا شدند هندو ها همان روال سابق را پیش می گیرند ولی ایرانی ها اسامی را برعکس میکنند به این گونه که :

خدیان خیر(اهوره ها)

 خدایان شرّ(دئوها)

 

ابو علی سینا در فصل هفتم از فن دوم طبیعیات شفا میگوید: « طبقاتی از پیشینیان که به فلسفه اضداد تمایل داشتند و معتقد بودند که همه چیز از ضدین به وجود می آید و از این جهت در مسئله خیر و شر ، نور و ظلمت ، به عنوان دو ضد واقع شده بودند ، در تمجید و تعظیم آتش راه مبالغه را پیش گرفتند و آتش را شایسته تقدیس و تسبیح دانستند ، بدین جهت جهت که آتش عنصر نورانی است و برعکس زمین و خاک عناصر ظلمانی می باشد و لهذا شایسته تحقیر است.»

نظریه طبیعت پرستی به صرف منفعت شخصی : (و این نظریه همان است که مفصلاً در بحث «جشنهای باستانی پاسداشت خدایان خیالی» مطرح کرده ام )

 تقریباً غالب محققین متأخر قائل به این نظریه هستند که آریایی ها هر آنچه از مظاهر طبیعت که به آنها منفعتی می رسانده قائل به الوهیتش می شده و می پرستیدند ، به طور مثال آریاهایی که در استپ های خشک و بی حاصل زندگی می کردند و از کمی آب و نبود باران رنج می بردند و همان آب قلیل بود که زندگی را برای آنها ممکن می کرد ، آنها به جای آنکه به سراغ فرستندۀ آب و باران بروند و در مقابل درگاه او اظهار حاجت و نیاز کنند ، به سراغ همان آفریده سود بخش می رفتند و برای او عبادت و قربانی و اظهار نیاز می کردند و نثارها را تقدیم آب می کردند.

یا آتش که در استپ ها نیاز اساسی به شمار می رفت ، چه اینکه در زمستان های سخت منبع تولید گرما بود و برای پختن گوشت که قوت غالب آنها بود نیز بکار می رفت ، و این نکته که افروختن آتش در آن روزگاران کاری بسیار دشوار می نمود ، آنها را به عمل سوق داد که آتش همیشه باید روشن بماند و بایستی مانع از خاموش شدنش شوند . و اینکه وقتی هنگام پختن گوشت چربی ها به داخل آتش می رخت و آتش شعله ور میشد و...  آنها  قائل به الوهیت آتش شده و توهم میکردند که اله آتش با نثار چربی قدرت مند می شود

و همچنین مظاهر طبیعت را برای پرستش مطابق تفکر کوته فکران بشمار...

در اینکه آیا آریایی ها قوای مضرّه طبیعت را برای در امان بودن از شرّشان می پرستیدند ، یا خیر دو نظریه است عده ای همچون دکتر معین ، منکر پرستش قوای مضرّه به توسط آریاییان هستند و قائلند که آریائیها در دوره طبیعی محض فقط قوا و ارواح سودمند طبیعت را می پرستیده اند و از ارواح و قوای مضرّه متنفر بودند و آنها را لعنت می کردند و هیچ وقت در صدد بر نمی آمدند که رضایت خاطرشان را فراهم و به واسطه قربانیها، اوراد و عبادتهای مختلف غضب ایشان را مبدل به رحمت سازند و همین خود یکی از وجوه اختلاف اساسی معتقدات اقوام آریایی با اقوام ترک و مغول می باشد، چه مطابق عقیده آنها باید قوای مضر را بوسیله عبادت و قربانیها ارضا کرد، باید مرحمت و دفع مضرت آنان را خرید و با ایشان ساخت.

ولی برخی همچون شهید مطهری در پاسخ به دکتر معین میگویند : اگر سخن دکتر معین را بپذیریم، باید بگوییم زردشت از این نظر اصلاحی نکرده است، پرستش دیوها در میان آریائیان معمول نبوده تا زردشت نهی کند ولی ظاهرا این ادعا اشتباه است و بر خلاف گفته همه محققان است. از تاکیدات شدیدی که از زردشت در این زمینه نقل شده معلوم می شود که پرستش دیوها معمول بوده است .